محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

587

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

و از اين‌كه هيچ اهتمامى به رسيدن هدف از اعمالشان نورزند . به راستى كه ارادهء محدود ساختن نظر اين دو فرد را بر عمل از جهت مفهوم و مضمون دنيوى و مباشر عملشان و رغبت در اين‌كه ما چنين پردهء ضخيمى را برايشان فرض كنيم كه بين آنها و دورنگرى آنها فاصله ايجاد كند . آيا معناى تمام اين حرف‌ها محروم ساختن آن‌ها از منبع حماسى ذاتى آنها نيست ؟ آيا معناى اين حرف آن نيست كه ما آنها را موظّف مىكنيم تا به امنيّت و پيشرفت ملّت و امّت خودشان بىاعتنا باشند ؟ و كيست ، آن مرد با كار و تلاش فراوان كه به محض حركت نظام رهبرى و استراتژى او ، به طور كامل قانع شود ؟ به راستى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در اين زمينه براى ما الگويى نيكو و اسوهء حسنه است ، و همهء ما مىدانيم كه آن بزرگوار چقدر علاقه‌مند به پيروزى رسالت خود بود ، و چقدر از خدا درخواست مىكرد تا به امّتش ايمان را ارزانى بدارد و آنها را به راه راست هدايت كند . اين علاقهء شديد را كه ما در نزد هر مرد مصمّمى مىبينيم ، شايسته نيست در حقيقت به يك وسوسهء بيمارى تبديل شود و هم‌چنين سزاوار نيست كه به درجه‌اى از سردى و بىتفاوتى برسد . البتّه نقش قرآن به‌طور مشخّص آن است كه اين علاقهء شديدى را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داشت ، ضبط كند و اين تسلّى و آن آرامش را در دل نگران وى جايگزين نمايد تا آنجا كه به حدّ اعتدال رسد ، و از اين‌رو ، از جمله آيات آمده است : « فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً . » « 1 » و « وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ . » « 2 » . و « فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ . » « 3 » .

--> ( 1 ) - كهف ( 18 ) آيهء 6 : گويى مىخواهى به خاطر اعمال آنان خود را از غم و اندوه هلاك كنى ، اگر به اين گفتار ايمان نياورند . ( 2 ) - نحل ( 16 ) آيهء 127 : بر آنها اندوهگين مباش ! و به خاطر ( كارهاى ) آنها ، اندوهگين و دل‌سرد مشو ! و از توطئه‌هاى آنها ، در تنگنا قرار مگير . ( 3 ) - هود ( 11 ) آيهء 12 : گويا ابلاغ بعضى از آياتى را كه بر تو وحى مىشود ، ترك مىكنى و سينهء تو از آن نظر تنگ و ناراحت مىشود ، بگويند چرا گنجى بر او نازل نشده ، و يا چرا فرشته‌اى همراه او نيامده ، تو تنها بيم‌دهنده و انذاركننده‌اى ، خداوند نگهبان و حافظ و ناظر بر هر چيز است .